مقرراتAi
مطالعه و خودآزمونِ مباحث‹مبحث ۸ — طرح و اجرای ساختمان‌های با مصالح بنایی‹تعاریف‹درسنامه
مبحث ۸ — طرح و اجرای ساختمان‌های با مصالح بنایی

درسنامه — تعاریف

خلاصه‌یِ بندهایِ ۳-۱-۸، مستقیماً از متنِ رسمیِ مبحث.

دیوار، ستون و جرز

•دیوار: عضوی قائم است که طولِ آن بیشتر از شش برابرِ عرض (ضخامت) آن باشد.
•ستون: عضوِ سازه‌ایِ قائمی است که بُعدِ بزرگِ مقطعِ آن از سه برابرِ بُعدِ کوچکِ مقطع تجاوز نکند و ارتفاعِ آن حداقل چهار برابرِ بُعدِ کوچکِ مقطع باشد.
•جرز: عضوِ قائمِ مجزایی است که طول (بعدِ افقی) آن نسبت به عرض (ضخامت) آن بیشتر از ۳ و کمتر یا برابرِ ۶ باشد و ارتفاعِ آن نیز از ۵ برابرِ طولش کمتر باشد.
•دیوارِ باربر: دیواری است که بارِ قائم، به‌همراهِ لنگرِ خمشیِ ناشی از خروج‌ازمرکزیتِ آن بار را تحمل می‌کند. دیوارِ غیرباربر: دیواری است که به‌طورِ عمده هیچ باری غیر از وزن و اینرسیِ خود را تحمل نمی‌کند.
•دیوارِ سازه‌ای: دیواری که برایِ مقاومت در برابرِ بارهایِ قائم یا جانبی یا هر دو طراحی شده و از اجزایِ اصلیِ پایداریِ ساختمان است. دیوارِ جداگر (تیغه): دیوارِ غیرباربری که برایِ جداسازیِ فضاهایِ داخلِ ساختمان استفاده می‌شود.
•دیوارِ چندجداره: دیواری که از دو یا چند جداره‌یِ بناییِ مستقل، متصل‌شده به‌وسیله‌یِ هسته‌یِ بتنی، ملات یا دوغاب و بست، تشکیل شده باشد. دیوارِ میان‌تهی: دیوارِ دو یا چندجداره‌ای که بینِ جداره‌ها فضایِ خالی باشد.
•دیوارِ برشیِ بنایی: دیواری که برایِ مقاومت در برابرِ بارهایِ جانبیِ درونِ‌صفحه طراحی شده؛ نوعِ غیرمسلحِ آن مقاومتش را صرفاً از مصالحِ بنایی می‌گیرد و نوعِ مسلحِ آن از مصالحِ بنایی و میلگردِ تسلیح توامان.
•دیوارِ نسبی: نسبتِ مجموعِ سطحِ مقطعِ دیوارهایِ سازه‌ای در هر طبقه و هر امتداد، که در برابرِ بارِ زلزله در آن امتداد مقاومت می‌کنند، به کلِ مساحتِ آن طبقه.
•دیوارِ محوطه: دیوارِ غیرباربری که برایِ جداسازیِ یک محوطه از خارجِ ساختمان استفاده می‌شود.

واحدِ مصالحِ بنایی و اجزایِ آن

•واحدِ مصالحِ بنایی: یکی از اجزایِ اصلیِ تشکیل‌دهنده‌یِ واحدِ بنایی شاملِ آجر، سنگ یا بلوکِ سیمانی. واحدِ بنایی: بخشی از عضوِ بنایی است که شاملِ ترکیبِ واحدِ مصالحِ بنایی و ملات است.
•واحدِ مصالحِ بناییِ توپر: واحدی کاملاً همگن، بدونِ هیچ‌گونه حفره یا سوراخ. واحدِ توخالی: دارایِ فضاهایِ خالی (سوراخ، حفره، فرورفتگی) که مجموعِ حجمشان ۳۵ تا ۷۰ درصدِ حجمِ کل باشد. واحدِ سوراخ‌دار: دارایِ یک یا چند سوراخ با مجموعِ حجمِ کمتر از ۳۵ درصدِ حجمِ کل.
•سوراخ: فضایِ خالی که مساحتِ بزرگ‌ترین سطحِ مقطعِ آن کمتر از ۱۰۰۰ میلی‌مترِ مربع باشد. حفره: فضایِ خالی که مساحتِ بزرگ‌ترین سطحِ مقطعِ آن بیش از ۱۰۰۰ میلی‌مترِ مربع باشد.
•جان: دیواره‌هایِ داخلیِ واحدِ مصالحِ بناییِ توخالی. پوسته: جداره‌یِ خارجیِ واحدِ مصالحِ بناییِ توخالی.
•رگ (رج): مجموعه‌ای از واحدهایِ مصالحِ بنایی که در یک ردیف اجرا می‌شوند. لایه: هر مقطعِ قائمِ پیوسته‌یِ یک دیوار که ضخامتی برابرِ یک واحدِ بنایی دارد.
•پیوندِ ممتد: نوعی چینشِ واحدهایِ مصالحِ بنایی که در آن فاصله‌یِ افقیِ بندهایِ کله (قائم) در ردیف‌هایِ متوالی، حداقل یک‌چهارمِ طولِ واحدِ مصالحِ بنایی باشد. هشت‌گیر: چینشی که برایِ وصل‌کردنِ دو قسمت از یک دیوار یا دو دیوارِ متقاطع، انتهایِ رگ‌هایِ متوالی به‌صورتِ دندانه‌ای اجرا شوند. لاریز: چینشی که رگ‌هایِ متوالی به‌صورتِ پله‌ای اجرا شده و دیوار در دو یا چند نوبت چیده شود.

مصالحِ اصلی

•آجر: نوعی مصالحِ بنایی در گونه‌هایِ رسی، شیلی و شیستی، مارنی، ماسه‌آهکی، بتنی و در شکل‌هایِ گوناگون. آجرِ راسته: در امتدادِ عضو قرار می‌گیرد؛ آجرِ کله: عمود بر امتدادِ عضو قرار می‌گیرد؛ آجرِ نما: ویژه‌یِ نمایِ ساختمان.
•ملات: مخلوطی از مصالحِ سنگی، آب و چسباننده‌هایی مانندِ سیمان، آهک یا گچ که برایِ چسباندنِ واحدهایِ مصالحِ بنایی به‌کار می‌رود.
•دوغاب: مخلوطی از مصالحِ سنگیِ ریزدانه و سیمان است که آبِ کافی به آن اضافه می‌شود؛ به دوغاب، «ملاتِ روان» نیز گفته می‌شود.
•شفته‌یِ آهک: ماده‌ای تشکیل‌شده از دانه‌هایِ سنگی، خاک، آهکِ هیدره‌شونده و آب که عمدتاً در زیرسازیِ ساختمان به‌کار می‌رود.
•بتنِ تسطیح: بتنی با مقاومتِ کم که برایِ تسطیحِ زمین جهتِ اجرایِ پی از آن استفاده می‌شود.
•منشور: ترکیبی از واحدهایِ بنایی و درزهایِ ملات، با یا بدونِ دوغاب، که به‌عنوانِ نمونه‌یِ آزمایشگاهی برایِ اندازه‌گیریِ مشخصاتِ مصالحِ بنایی به‌کار می‌رود.

میلگرد، تنگ و اتصال‌دهنده‌ها

•میلگردِ طولی: میلگردی که در راستایِ محورِ طولیِ عضو قرار می‌گیرد. میلگردِ عرضی: میلگردی که در راستایِ عمود بر محورِ طولیِ عضو قرار می‌گیرد.
•تنگ: میلگردی که برایِ مهارِ میلگردهایِ طولی در یک عضوِ سازه‌ای استفاده می‌شود. خاموت: میلگردی که برایِ مقاومت در برابرِ برش در اعضایِ خمشی استفاده می‌شود.
•میلگردِ بستر: خرپایی متشکل از مفتول یا میلگردِ عرضی که به‌صورتِ نردبانی یا زیگزاگ به دو میلگردِ طولیِ آج‌دار جوش داده شده و در بندِ بستر نصب می‌شود.
•بستِ دیوار: وسیله‌یِ مکانیکی برایِ اتصالِ دو یا چند قطعه یا عضوِ بنایی به یکدیگر؛ شاملِ مهارها، قلاب‌هایِ دیوار و گیره‌ها.
•پیچِ مهار: پیچی که برایِ مهار یا اتصالِ قطعاتِ بنایی به یکدیگر استفاده شده و در دو نوعِ سردار و خمیده تولید می‌شود.
•مهار: میله‌یِ فلزی، سیم یا تسمه‌ای که عضوِ بنایی را به تکیه‌گاهِ سازه‌ایِ آن محکم می‌کند.
•بنایی غیرمسلح: عضو یا ساختمانی که در تحلیل و طراحیِ آن مقاومتِ مصالحِ بنایی در نظر گرفته می‌شود ولی از مقاومتِ میلگردها (در صورتِ وجود) صرف‌نظر می‌شود. بنایی مسلح: عضو یا ساختمانی که در آن هم مقاومتِ مصالحِ بنایی و هم مقاومتِ میلگردها در نظر گرفته می‌شود.

بار و مقاومت

•بارِ مرده و بارِ زنده: بارِ ساکن و سرباری که توسطِ یک عضو تحمل شده و بر اساسِ مبحثِ ششمِ مقرراتِ ملیِ ساختمان محاسبه می‌شود.
•بارِ بهره‌برداری: باری که بدونِ در نظر گرفتنِ ضرایبِ فزاینده‌یِ بار، بر اساسِ مبحثِ ششم، قابلِ‌محاسبه است. بارِ ضریب‌دار: باری که با در نظر گرفتنِ ضرایبِ فزاینده‌یِ بار محاسبه می‌شود.
•مقاومتِ اسمی: مقاومتِ محاسباتیِ یک عضو. مقاومتِ طرح (طراحی): مقاومتِ اسمیِ یک عضو که در ضریبِ کاهشِ مقاومتِ مناسب ضرب شده است. مقاومتِ لازم: مقاومتِ موردِ نیاز برایِ مقاومت در برابرِ بارها.
•ضریبِ کاهشِ مقاومت: ضریبی که در مقاومتِ اسمی ضرب شده و مقاومتِ طراحی به‌دست می‌آید.
•مقاومتِ فشاریِ مشخصه‌یِ واحدِ بنایی: مقاومتِ فشاریِ حداقلِ واحدِ بنایی که بر حسبِ نیرویِ فشاری بر واحدِ سطحِ خالصِ مقطع محاسبه شده و مبنایِ محاسبات و طراحی بر طبقِ نقشه‌هایِ اجرایی قرار می‌گیرد.
•تغییرمکانِ نسبیِ طبقه: اختلافِ تغییرمکان در بالا و پایینِ طبقه، که از حاصل‌ضربِ تغییرمکانِ محاسبه‌شده از یک تحلیلِ ارتجاعی در ضریبِ افزاینده، بر اساسِ فصلِ چهارمِ این مبحث، به‌دست می‌آید.

ابعادِ هندسیِ موثر و مساحت‌ها

•ابعادِ مشخصه: ابعادی از اجزایِ ساختمان مانندِ آجر و بند که کلیه‌یِ محاسباتِ ابعاد بر مبنایِ آن‌ها صورت می‌گیرد. ابعادِ اسمیِ واحدِ مصالحِ بنایی: برابرِ ابعادِ مشخصه به‌اضافه‌یِ نصفِ ضخامتِ بند یا بندهایِ اطراف. ابعادِ واقعی: ابعادِ اندازه‌گیری‌شده‌یِ اجزایِ بنایی.
•ضخامتِ موثر: ضخامتِ یک دیوار یا ستون که برایِ محاسبه‌یِ نسبتِ لاغریِ آن در نظر گرفته می‌شود. ارتفاعِ موثر: قسمتی از دیوار یا ستون که برایِ محاسبه‌یِ نسبتِ لاغری در نظر گرفته می‌شود.
•مساحتِ کل: کلِ مساحتِ مقطعِ عرضیِ واحدِ مصالحِ بنایی یا عضوِ بنایی. مساحتِ خالص: مساحتِ کل منهایِ مساحتِ هسته‌هایِ فاقدِ دوغاب، شکاف‌ها، سوراخ‌ها، حفره‌ها، فرورفتگی‌ها و سطوحِ فاقدِ تماس با ملات.
•مساحتِ موثر: حداقلِ مساحتِ بسترِ واحدهایِ توخالی یا مساحتِ کلِ واحدهایِ توپر به‌اضافه‌یِ مساحتی که دوغاب‌ریزی شده است. مساحتِ بستر: مساحتِ سطحی که در صفحه‌یِ بندِ بستر در تماس با ملات باشد.
•المانِ مرزی: محدوده‌یِ انتهاییِ دیواری است که برایِ مقاومت در برابرِ نیروهایِ درونِ‌صفحه طراحی شده و توسطِ میلگردگذاریِ مسلح تقویت می‌شود؛ می‌تواند ضخیم‌تر یا هم‌ضخامت با دیوار باشد.

اعضایِ خاص

•تیرِ بنایی: عضوِ بناییِ افقی که بینِ دو تکیه‌گاه قرار گرفته و برایِ نیروهایِ خمشی و برشی طراحی می‌شود. تیرِ عمیق: تیرِ بنایی‌ای که نسبتِ دهانه به عمقِ موثرش در دهانه‌هایِ پیوسته از ۳ و در دهانه‌هایِ ساده از ۲ کمتر باشد.
•تیرِ اتصال: المانی افقی یا مایل از جنسِ بتنِ‌آرمه که در داخلِ دیوارِ بنایی اجرا شده، میلگردِ طولی دارد و کاملاً دوغاب‌ریزی شده باشد. تیرِ تیغه: قسمتی از تیغه که به‌صورتِ افقی بینِ دو تکیه‌گاه قرار می‌گیرد.
•کلاف: مجموعه‌ای پیوسته از اعضایِ کششی و فشاریِ افقی و قائم که اعضایِ بناییِ اصلیِ ساختمان را محصور کرده و یکپارچگیِ ساختمان را تامین می‌کند. کلافِ افقی و کلافِ قائم به‌ترتیب در راستایِ افقی (زیرِ سقف‌ها/پایِ دیوارها) و قائم (انتها یا میانِ دیوارها، اطرافِ بازشوها) قرار می‌گیرند.
•دیافراگم: سامانه‌یِ کف یا سقفی که درونِ‌صفحه به‌صورتِ صلب عمل کرده و برایِ انتقالِ نیروهایِ جانبی به دیوارهایِ برشی یا دیگر اعضایِ سامانه‌یِ باربرِ جانبی طراحی می‌شود.
•پشت‌بند: عضوِ سازه‌ای با ضخامتِ کافی که در فواصلِ معینی از امتدادِ دیوار، برایِ تامینِ تکیه‌گاهِ جانبی یا تحملِ بارهایِ متمرکزِ قائم، عمود بر امتدادِ دیوار ساخته می‌شود.
•پی و شالوده: پی، قسمتی از پی‌سازی است که برایِ پخشِ مناسب‌ترِ بار بر رویِ سطحِ وسیع‌تری از زمین، بر رویِ شالوده و زیرِ دیوار با بتنِ مسلح اجرا می‌شود؛ شالوده، همان کار را زیرِ پی یا کلافِ زیرِ دیوار انجام می‌دهد. کرسی‌چینی: قسمتی از پی‌سازی که برایِ رسیدن به ترازِ موردِ نظرِ اجرایِ پی یا کلافِ زیرِ دیوار انجام می‌شود.
•هسته‌یِ بتنی: لایه‌یِ بتنِ مسلحِ محصور بینِ دو جداره‌یِ بنایی. عضوِ بنایی: عضوِ سازه‌ای یا غیرسازه‌ای ساخته‌شده از واحدِ بنایی مانندِ دیوار، جرز، ستون یا سقف.

جدولِ مرورِ سریع

مرزِ درصدِ حفره برایِ واحدِ سوراخ‌دارکمتر از ۳۵٪ حجمِ کل، با یک یا چند سوراخ
مرزِ درصدِ حفره برایِ واحدِ توخالی۳۵ تا ۷۰٪ حجمِ کل
مرزِ سطحِ مقطعِ سوراخ در برابرِ حفرهکمتر از ۱۰۰۰ mm² = سوراخ؛ بیش از ۱۰۰۰ mm² = حفره
تعریفِ دیوار بر اساسِ نسبتِ طول به عرضطول بیش از ۶ برابرِ عرض (ضخامت)
تعریفِ ستون بر اساسِ ابعادبُعدِ بزرگ حداکثر ۳ برابرِ بُعدِ کوچک؛ ارتفاع حداقل ۴ برابرِ بُعدِ کوچک
تعریفِ جرز بر اساسِ ابعادطول بیش از ۳ و حداکثر ۶ برابرِ عرض؛ ارتفاع کمتر از ۵ برابرِ طول
تفاوتِ بنایی مسلح و غیرمسلحمسلح: مقاومتِ بنایی و میلگرد هر دو لحاظ می‌شوند؛ غیرمسلح: فقط مقاومتِ بنایی لحاظ می‌شود
دوغاب یا «ملاتِ روان»مخلوطِ چسباننده + سنگ‌دانه‌یِ ریز + آبِ کافی برایِ پرکردنِ فضایِ بینِ عناصرِ بنایی
برو به آزمونِ همین فصل