•دیوار: عضوی قائم است که طولِ آن بیشتر از شش برابرِ عرض (ضخامت) آن باشد.
•ستون: عضوِ سازهایِ قائمی است که بُعدِ بزرگِ مقطعِ آن از سه برابرِ بُعدِ کوچکِ مقطع تجاوز نکند و ارتفاعِ آن حداقل چهار برابرِ بُعدِ کوچکِ مقطع باشد.
•جرز: عضوِ قائمِ مجزایی است که طول (بعدِ افقی) آن نسبت به عرض (ضخامت) آن بیشتر از ۳ و کمتر یا برابرِ ۶ باشد و ارتفاعِ آن نیز از ۵ برابرِ طولش کمتر باشد.
•دیوارِ باربر: دیواری است که بارِ قائم، بههمراهِ لنگرِ خمشیِ ناشی از خروجازمرکزیتِ آن بار را تحمل میکند. دیوارِ غیرباربر: دیواری است که بهطورِ عمده هیچ باری غیر از وزن و اینرسیِ خود را تحمل نمیکند.
•دیوارِ سازهای: دیواری که برایِ مقاومت در برابرِ بارهایِ قائم یا جانبی یا هر دو طراحی شده و از اجزایِ اصلیِ پایداریِ ساختمان است. دیوارِ جداگر (تیغه): دیوارِ غیرباربری که برایِ جداسازیِ فضاهایِ داخلِ ساختمان استفاده میشود.
•دیوارِ چندجداره: دیواری که از دو یا چند جدارهیِ بناییِ مستقل، متصلشده بهوسیلهیِ هستهیِ بتنی، ملات یا دوغاب و بست، تشکیل شده باشد. دیوارِ میانتهی: دیوارِ دو یا چندجدارهای که بینِ جدارهها فضایِ خالی باشد.
•دیوارِ برشیِ بنایی: دیواری که برایِ مقاومت در برابرِ بارهایِ جانبیِ درونِصفحه طراحی شده؛ نوعِ غیرمسلحِ آن مقاومتش را صرفاً از مصالحِ بنایی میگیرد و نوعِ مسلحِ آن از مصالحِ بنایی و میلگردِ تسلیح توامان.
•دیوارِ نسبی: نسبتِ مجموعِ سطحِ مقطعِ دیوارهایِ سازهای در هر طبقه و هر امتداد، که در برابرِ بارِ زلزله در آن امتداد مقاومت میکنند، به کلِ مساحتِ آن طبقه.
•دیوارِ محوطه: دیوارِ غیرباربری که برایِ جداسازیِ یک محوطه از خارجِ ساختمان استفاده میشود.